الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

139

الغدير ( فارسي )

و ما جرى لحارث النعمان في امره من اوضح البرهان على اختياره لامر الامّه فمن هناك ساءه و غمّه حتى اتى النبيّ بالمدينة محبنطئا من شدّة الضغينه و قال ما قال من المقال فباء بالعذاب و النكال مفاد ابيات بالا : و آنچه براى حارث بن نعمان و سرانجام كار او گذشت آشكارترين برهان است ، كه در قبال اختيار رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله براى سعادت امّت ( در ابلاغ امر ولايت على عليه السلام ) چنان بدحال و اندوهناك شد ، كه از شدت كينه در هم پيچيد و در مدينه نزد پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله آمد و گفت آنچه را كه ( در ترديد و انكار امر ولايت ) گفت و در نتيجه گرفتار انتقام و شكنجه الهى گرديد . و ما نه از نزديك و نه از دور نيافتيم كسى را كه در اين داستان طعن يا تكذيبى بنمايد ، جز اينكه در مقابل رجال اسناد آن كه تماما از ثقات هستند همگى اين داستان را قبول و در برابر وقوع آن بى ترديد تمكين كردند ، جز آنچه كه از : ابن تيميّه رسيده است ( 1 ) كه در جلد 4 « منهاج السنّه » ص 13 وجوهى در ابطال حديث مذكور بيان نموده كه نمودارى از بدنهادى و كينه اندوزى او است ، و پيوسته خوى ناپسند او در هر موضوع و مسئله چنين بوده كه تنها او در مقابل فرق مسلمين نسبت باموريكه در نزد همگان مسلَّم بوده در مقام انكار و ماجرا جوئى بر آيد ! ! و ما اينك سخنان او را بطور اختصار بيان نموده و به او پاسخ ميگوئيم : وجه اول همانا داستان غدير در موقع بازگشت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از حجّة

--> ( 1 ) ابن تيميه ، آن بازيگر ميدان انكار ضروريات و متجرى در دشنام و بدگوئى بمسلمين و تكفير آنها و گمراه شمردن آنها كه به همين علت از زمانيكه سخنان پوچ و هرزه او منتشر شد تا كنون از طرف بزرگان علماى اهل سنت ! هدف تيرهاى نكوهش و ملامت واقع گشته ! و در اين زمينه براى شما خواننده ( گرامى ) كافى است ، گفتار شوكانى در ج 4 « بدر الطالع » ص 260 كه چنين مينگارد محمد بخارى حنفى ( متوفاى 841 ) تصريح به بدعت گذارى و كفر او نموده و سپس فى المجلس با صراحت لهجه بيان ميداشته كه : هر كس بدون قيد و بطور مطلق ابن تيميه را شيخ الاسلام ( كه بدين لقب معروف است ) بنامد ، او كافر است .